برگهای پاییز
نگار یوسفی
روند بازی:
در یک روز پاییزی قدم میزدیم که به درختی رسیدیم. اما روی شاخههای درخت هیچ برگی نبود. اطراف را خوب گشتیم. اولین برگ که پیدا کردیم قرمز بود. با دستهامون صداش کنیم:

دومین برگی که پیدا کردیم نارنجی بود. دوباره صداش کردیم:

سومین برگی که پیدا کردیم زرد بود:

برگهای قرمز و نارنجی و زرد را به ترتیب رو شاخههای درخت گذاشتیم.

حالا با بدنمان یک درخت میسازیم و برگهای بالا را روی قسمتهای مختلف بدن قرار میدهیم و آواز برگهای پاییزی را میخوانیم اما در پایان هر جمله با شنیدن صدای خاشخاشک، برگها میریزند.

برگهای پاییز
شعر و ملودی: نگار یوسفی

متن شعر:
قرمز نارنجی زرد برگهای پاییز
قرمز نارنجی زرد میریزه ریز ریز
در مرحلهی بعد، آواز را با بدنکوبه همراه میکنیم و به اندازهی دو میزان بعد از هر جمله فرصت داریم روی برگها حرکت کنیم و صدای خشخش برگها را اجرا کنیم ( این مرحله از بازی را میتوانیم با خاشخاشک ادامه دهیم).

توضیح: ریتم نواختن هر قسمت روی بدن را در روی خطوط حامل بالا میتوان دید که در واقع از همان ریتم کلام رنگ برگها گرفته شدهاند.
در مراحل بعدی بازی را میتوانیم روی ساز زایلوفون ادامه دهیم و ریتم قرمز و نارنجی و زرد را روی تیغههای دو- می و سل مینوازیم و پس از هر جمله به اندازهی دو میزان روی این تیغهها بداههنوازی میکنیم.
اهداف بازی:
- تقویت درک ریتم درونی با استفاده از ریتم کلام
- تقویت مهارتهای شنیداری
- تقویت مهارتهای حرکتی
- تقویت بداههنوازی








